فرهنگ آریانپور
نم
#۲۰۲٬۷۴۱
damp
نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
humid
نمناک، تر، نم، مرطوب، نمدار، آبدار، بخاردار
humidity
رطوبت، ترى، نم، مقدار رطوبت هوا
moisture
رطوبت، نم
dampness
نمسازى، رطوبت