فرهنگ آریان‌پور

نم

#۲۰۲٬۷۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

damp

نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن

۲

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۳

humid

نمناک، تر، نم، مرطوب، نمدار، آبدار، بخاردار

۴

humidity

رطوبت، ترى، نم، مقدار رطوبت هوا

۵

moisture

رطوبت، نم

۶

dampness

نمسازى، رطوبت