فرهنگ آریانپور
نم زدن
#۲۰۲٬۷۵۱
dabber
نم زدن، ضربه زدن، رنگ زدن، آلت نم زدن
baste
چرب کردن (گوشت کباب)، نم زدن، (در گویش) شلاق زدن، زخم زبان زدن، کوک موقتى (بلباس)
bedew
تر کردن، آب زدن، نم زدن، با شبنم تر کردن
sauce
سوس، چاشنى، آب خورش، جاشنى غذا، رب، چاشنى زدن به، خوشمزه کردن، نم زدن
dabble
رنگ پاشیدن، نم زدن، (کم کم) تر کردن، در آب شلپ شلپ کردن، سرسرى کار کردن، به طور تفریحى کارى را کردن
dampen
رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن
moisten
تر کردن، نمدار کردن، ترشدن، مرطوب شدن moisturize