فرهنگ آریان‌پور

نم دار کردن

#۲۰۲٬۷۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

dampen

رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن

۲

moisten

تر کردن، نمدار کردن، ترشدن، مرطوب شدن