فرهنگ آریان‌پور

نم دار

#۲۰۲٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۲

damp

نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن

۳

moist

نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب