فرهنگ آریانپور
نم دار
#۲۰۲٬۷۴۷
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
damp
نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن
moist
نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب