فرهنگ آریان‌پور

نگذاشتن چیزی در جای‌ خودش

#۲۰۲٬۵۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

mislay

(past: mislaid ; past participle: mislaid) ـ گم کردن، جا گذاشتن (چیزى)