واژههای فارسی←نگذاشتن چیزی در جای خودشفرهنگ آریانپورنگذاشتن چیزی در جای خودش#۲۰۲٬۵۷۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱mislay(past: mislaid ; past participle: mislaid) ـ گم کردن، جا گذاشتن (چیزى)واژههای نزدیک در الفبانگاهداشتن در بالامشاهده معنی و ترجمه انگلیسینگدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینگذار - احترام -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینگذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینگذاشتن - اسوده -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینگذاشتن - محل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر