فرهنگ آریان‌پور

نگذاشتن

#۲۰۲٬۵۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

forbid

(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود

۲

prevent

جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن