فرهنگ آریان‌پور

اویز شده

#۲۰٬۲۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pendant

معلق، آویخته، لنگه، قرین، شیب، نامعلوم، بى تکلیف، ضمیمه شده، آویز شده، آویزه