فرهنگ آریان‌پور

اویز

#۲۰٬۲۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

lobe

نرمه (مثل نرمه گوش)، آویز، بخش پهن و گردى که به چیزى آویخته یا پیش آمده باشد، لخته، گوشه، بخشى از عضله یا مغز

۲

cirrus

ابرطره اى، (گیاه شناسى) پیچک (tendril)، (جانور شناسى) آویز، ضمیمه، مژه، تاژک

۳

lappet

لاله گوش، نرمه گوش، دامن، آویز، گوشت آویخته، لبه آویخته کلاه

۴

tassel

منگوله، ریشه، چنبره، آویز زدن، منگوله زدن به، کاکل ذرت

۵

earring

گوشواره، حلقه، آویز

۶

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۷

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما

۸

slack

قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف