اویز
#۲۰٬۲۴۲
lobe
نرمه (مثل نرمه گوش)، آویز، بخش پهن و گردى که به چیزى آویخته یا پیش آمده باشد، لخته، گوشه، بخشى از عضله یا مغز
cirrus
ابرطره اى، (گیاه شناسى) پیچک (tendril)، (جانور شناسى) آویز، ضمیمه، مژه، تاژک
lappet
لاله گوش، نرمه گوش، دامن، آویز، گوشت آویخته، لبه آویخته کلاه
tassel
منگوله، ریشه، چنبره، آویز زدن، منگوله زدن به، کاکل ذرت
earring
گوشواره، حلقه، آویز
hanging
عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام
overhang
(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما
slack
قطع، انقطاع، دامن آویخته و شل لباس یا هر چیز آویخته و شل، (در جمع) شلوار کار کرباسى، سکون، کسادى، شلى، سست، کساد، پشت گوش فراخ، فراموشکار، کند، بطى، سست کردن، شل کردن، فرو نشاندن، کساد کردن، گشاد، شل، ضعیف