فرهنگ آریانپور
نکوهش
#۲۰۲٬۳۵۹
remonstration
نکوهش
reproof
سرزنش، نکوهش، ملامت، توبیخ ملایم
criticism
نقد ادبى، انتقاد، عیبجویى، نقدگرى، نکوهش
remonstrance
سرزنش، نکوهش، تعرض، اعتراض، مخالفت
slam
ضربت سنگین، صداى بستن در و امثال آن با صداى بلند، در را با شدت به هم زدن، به هم کوفتن
blame
مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش
static
ایستا، ساکن، ایستاده، وابسته به اجسام ساکن
rebuke
گوشمالى، توبیخ کردن، ملامت کردن، ملامت، زخم زبان reproval
censure
انتقاد، سرزنش، سرزنش کردن deprecation
lashing
شلاق، تسمه، تازیانه، ضربه، مژگان، شلاق خوردن lash objurgation