فرهنگ آریانپور
نکول شده
#۲۰۲٬۳۵۲
broken
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break
overdue
دیر آمده، موعد رسیده، سر رسیده
behindhand
مادون، کهنه، بى خبر از رسوم، دغل