فرهنگ آریان‌پور

نفی‌ کردن

#۲۰۱٬۶۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

negate

نفى کردن، خنثى کردن، منفى کردن، بلا اثر کردن

۲

negative

(negation =) ـ منفى، خنثى کردن، منفى کردن

۳

nix

حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر

۴

gainsay

(past: gainsaid ; past participle: gainsaid) ـ مخالفت، انکار، انکار کردن، رد کردن، نقض کردن

۵

militate

جنگیدن، نبرد کردن، ستیزه کردن

۶

contradict

رد کردن، تناقض داشتن با، مخالف بودن با، سخن (کسى را) انکار کردن

۷

contravene

تخلف کردن از، نقض کردن، تخطى کردن