فرهنگ آریان‌پور

نفی بلد کردن

#۲۰۱٬۶۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل

۲

banish

تبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن

۳

expatriate

از کشور خود راندن، تبعید کردن، ترک کردن میهن، تبعیدى