فرهنگ آریان‌پور

نفهمیدنی

#۲۰۱٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

incomprehensible

نفهمیدنى، دور از فهم، درک نکردنى، نا محدود

۲

imperceptible

دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى

۳

unknowable

(unknowing =) ـ ندانسته، ماورا تجربیات انسانى، غیر قابل ادراک و فهم، ندانستى، جاهل، بى اطلاع

۴

inscrutable

نفوذ ناپذیر، مرموز

۵

impenetrable

غیر قابل رسوخ، سوراخ نشدنى، داخل نشدنى، نفوذ نکردنى، درک نکردنى، پوشیده