فرهنگ آریان‌پور

نفوذ کردن - اعمال -

#۲۰۱٬۵۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

impose

تحمیل کردن، اعمال نفوذ کردن، گرانبار کردن، مالیات بستن بر