واژههای فارسی←نعلبکیفرهنگ آریانپورنعلبکی#۲۰۱٬۲۶۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱saucerنعلبکى، زیر گلدانى، بشقاب کوچک، در نعلبکى ریختن۲heeltapته پیاله، لایى پاشنه، لایه پاشنه کفش، نعلبکىواژههای نزدیک در الفبانعل کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل کفشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل مانندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل نخوردهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل یا حلقه اهنی که در بازی پرت می نمایند تا روی میخی بیفتدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر