واژههای فارسی←نعل کردنفرهنگ آریانپورنعل کردن#۲۰۱٬۲۵۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shoe(past: shod ; past participle: shod) ـ کفش، نعل اسب، کفش پوشیدن، داراى کفش کردن، نعل زدن بهواژههای نزدیک در الفبانعل پاشنه دار - دارای -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل پنجه کفشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل درگاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل زدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل زدن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینعل سازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر