فرهنگ آریان‌پور

نعل‌ کردن

#۲۰۱٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

shoe

(past: shod ; past participle: shod) ـ کفش، نعل اسب، کفش پوشیدن، داراى کفش کردن، نعل زدن به