فرهنگ آریان‌پور

نظارت

#۲۰۰٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

stewardship

نظارت، نظارت خرج، رفاقت و معاونت، مباشرت

۲

helm

سکان، اهرم سکان، (مجازى) نظارت، اداره، زمام، (مجازى) اداره کردن، دسته

۳

bailiwick

ناحیه قلمرو مامور، مباشرت، نظارت، پیشخدمتى

۴

presidency

ریاست، نظارت، مقام یا دوره ریاست جمهورى

۵

proctorship

وکالت، نظارت

۶

supervision

برنگرى، نظارت، سرپرستى

۷

superintendence

(superintendency =) ـ ریاست، مدیریت، نظارت، مباشرت، سرپرستى

۸

superintendency

(superintendence =) ـ ریاست، مدیریت، نظارت، مباشرت، سرپرستى

۹

regulation

تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون