فرهنگ آریان‌پور

نشست - ته -

#۲۰۰٬۶۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

faeces

براز، مدفوع، ته نشست

۲

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۳

sediment

ته نشین، ته نشست، لاى، رسوب، درده، رسوب کردن