فرهنگ آریانپور
نشست
#۲۰۰٬۶۴۳
seance
نشست، جلسه، جلسه احضار ارواح و غیره
meet
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
meeting
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى
session
جلسه، نشست، مجلس، دوره تحصیلى
sitting
(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit
subsidence
فرونشست، فروکش، نشست، فرونشینى، فروکشى، تخفیف درد و غیره
assembly
همگذارى، مجمع، اجتماع، انجمن، مجلس، گروه، هیئت قانون گذارى
convention
عرف، قرار داد، هم آیش، هم آیى، پیمان نامه، انجمن، مجمع، میثاق convention percolation teachin