فرهنگ آریان‌پور

نشست

#۲۰۰٬۶۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

seance

نشست، جلسه، جلسه احضار ارواح و غیره

۲

meet

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۳

meeting

(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى

۴

session

جلسه، نشست، مجلس، دوره تحصیلى

۵

sitting

(past: sat ; past participle: sat) ـ نشستن، جلوس کردن، قرار گرفتن sit

۶

subsidence

فرونشست، فروکش، نشست، فرونشینى، فروکشى، تخفیف درد و غیره

۷

assembly

همگذارى، مجمع، اجتماع، انجمن، مجلس، گروه، هیئت قانون گذارى

۸

convention

عرف، قرار داد، هم آیش، هم آیى، پیمان نامه، انجمن، مجمع، میثاق convention percolation teachin