فرهنگ آریان‌پور

نشدنی - اجراء -

#۲۰۰٬۴۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

infeasible

(معنى مجازى) نشدنى، غیر عملى، اجراء نشدنى

۲

impracticable

اجراء نشدنى، غیر عملى، بیهوده