فرهنگ آریانپور
نشدنی
#۲۰۰٬۴۵۴
impossible
غیر ممکن، امکان نا پذیر، نشدنى، ناممکن، محال
infeasible
(معنى مجازى) نشدنى، غیر عملى، اجراء نشدنى
impractical
غیر عملى، نشدنى
impracticable
اجراء نشدنى، غیر عملى، بیهوده
visionary
رویایى، خیالى، تصور غیر عملى، نظرى، وابسته به دلائل نظرى، رویابین، الهامى، رویا گراى
unthinkable
غیر قابل فکر، فکرنکردنى، غیر قابل تعمق