فرهنگ آریان‌پور

نشدنی

#۲۰۰٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

impossible

غیر ممکن، امکان نا پذیر، نشدنى، ناممکن، محال

۲

infeasible

(معنى مجازى) نشدنى، غیر عملى، اجراء نشدنى

۳

impractical

غیر عملى، نشدنى

۴

impracticable

اجراء نشدنى، غیر عملى، بیهوده

۵

visionary

رویایى، خیالى، تصور غیر عملى، نظرى، وابسته به دلائل نظرى، رویابین، الهامى، رویا گراى

۶

unthinkable

غیر قابل فکر، فکرنکردنى، غیر قابل تعمق