واژههای فارسی←نزدیک ترین خویشاوندانفرهنگ آریانپورنزدیک ترین خویشاوندان#۱۹۹٬۵۹۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱next of kinنزدیک ترین خویشاوندان، منسوب بلافصل، وارث بلافصلواژههای نزدیک در الفبانزدیک بینی - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک بینی (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترین ترتیبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترین خویشاوندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر