واژههای فارسی←نزدیک ترین خویشاوندفرهنگ آریانپورنزدیک ترین خویشاوند#۱۹۹٬۵۹۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱next of kinنزدیک ترین خویشاوندان، منسوب بلافصل، وارث بلافصلواژههای نزدیک در الفبانزدیک بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک بینی - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک بینی (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینزدیک ترین ترتیبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر