واژههای فارسی←ندا دردادن به طور ناگهانی و با شور و حرارتفرهنگ آریانپورندا دردادن به طور ناگهانی و با شور و حرارت#۱۹۹٬۱۰۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱exclaimاز روى تعجب فریاد زدن، اعلام کردن، بعموم آگهى دادن، بانگ زدنواژههای نزدیک در الفباندامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیندا - حرف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیندا حاکی از حسن - حرف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیندا دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیندا دردادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیندا که برای دستور - حرف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر