فرهنگ آریان‌پور

ندا دادن

#۱۹۹٬۱۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

acclaim

تحسین، ادعا کردن، آفرین گفتن، اعلام کردن، جار کشیدن، ندا دادن، هلهله یا فریاد کردن، کف زدن

۲

tell

(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن

۳

halloo

اهوى، اى (هنگام دیدن کسى گفته مى شود)، یا الله، هى، آهاى، هالو گفتن، هالو