فرهنگ آریانپور
نجات
#۱۹۸٬۷۵۰
salvage
نجات مال یا جان کسى، نجات کسى از خطر، از خطر نابودى نجات دادن، مصرف مجدد آشغال و زاید هر چیز
livery
(حقوق) تحویل، تسلیم، رد و بدل (مثل ضربات متبادله)، رهایى، نجات، (معنى مجازى) لباس و خوراکى که به نوکر داده مى شود، لباس مستخدم، جیره، علیق اسب، جامه، مستخدم
salvation
رستگارى، نجات، رهایى، سبب نجات
liberation
آزاد کردن، نجات
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
rescue
رهایى دادن، رهانیدن، خلاصى، رهایى
redemption
باز خرید، خریدارى و آزاد سازى، رستگارى
deliverance
رهایى، رستگارى
resuscitation
احیا، به هوش آورى