ناودان
#۱۹۸٬۳۹۳
cullis
ناودان، مجرا، آبگوشت، شوربا
hopper
ناودان، جهنده، هر گونه حشره جهنده، لى لى کننده، قیف
rainspout
ناودان
down pipe
ناودان (عمودى)
sike
(syke =) ـ (در گویش، انگلیس) نهر کوچک، نهرى که در تابستان خشک شود، جوى آب، ناودان، خندق
tube
لوله، تونل، مجرا، دودکش، ناى، نى، لوله خمیرریش و غیره، ناودان، لامپ، لاستیک تویى اتومبیل و دوچرخه و غیره، لوله دار کردن، از لوله رد کردن
flume
کاریز، مجرا، قنات، ناودان، جوى آسیاب، دره تنگ، به وسیله مجرا یا ناودان بردن
chute
شیب تند رودخانه، ناودان یا مجراى سرازیر، مخفف کلمه پاراشوت، (مجازى) سقوط، انحطاط، زوال
feeder
خوراک دهنده، (غذا) خورنده، چرنده، (در جمع) چارپایان پروارى، رود فرعى، بطرى پستانک دار، سوخت رسان، ناودان
kennel
درلانه سگ زیستن، درلانه زیستن، درلانه قرار دادن، لانه کردن جوى، مجراى آب خیابان، کانال، مجراى کوچک، ناودان، لانه سگ یا روباه
drain
زهکش، آبگذر، زهکش فاضل آب، آب کشیدن از، زهکشى کردن، زیر آب زدن، زیر آب
drainpipe
(پزشکى) لوله اى که با آن چرک را خارج مى کنند، زهکش، آبگذر، کاریز، چرک کش gutter trough