فرهنگ آریانپور
نابینا
#۱۹۶٬۰۰۹
purblind
نابینا، نیم کور، داراى چشم تار، نیم کور کردن
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
sightless
کور، نابینا، نامریى، دیده نشده eyeless