فرهنگ آریان‌پور

نابینا

#۱۹۶٬۰۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

purblind

نابینا، نیم کور، داراى چشم تار، نیم کور کردن

۲

blind

کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش

۳

sightless

کور، نابینا، نامریى، دیده نشده eyeless