فرهنگ آریانپور
ناهنجار
#۱۹۸٬۳۰۴
maladaptive
ناهنجار
lumpy
موج دار، متلاطم، ناهنجار، قلنبه، ناصاف، سنگین
rough
زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن واژه هاى شامل
raucous
(hoarse =) ـ خشن، زمخت، ناهنجار، خیلى نامرتب
abnormal
غیر عادى، ناهنجار
agrestic
روستایى، ناهنجار، خشن
backhand
پشت دستى یا ضربه با پشت راکت (در بازى تنیس و غیره)، زشت، ناهنجار، با پشت دست ضربه زدن، با پشت راکت ضربت وارد کردن
abnormous
غیر عادى، ناهنجار
dissonant
ناجور، بد آهنگ، ناموزون، ناهنجار
incondite
بد تنظیم شده، داراى انشاء سخیف، ناهنجار
inelegant
نا زیبا، ناهنجار
maladroit
بى مهارت، ناشى، بى دست و پا، ناهنجار، زشت
malformed
بدریخت، ناقص، بدشکل، ناهنجار
nefarious
شریر، زشت، نابکار، بدکار، شنیع، ناهنجار
cacophonous
بدصدا، ناهنجار
sharp
تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن