فرهنگ آریان‌پور

ناهموار

#۱۹۸٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

craggy

ناهموار، پرتگاه مانند، پرتگاه دار

۲

rugged

ناهموار، زمخت، نیرومند، تنومند، بى تمدن، سخت، شدید

۳

uneven

ناهموار، ناصاف، ناجور

۴

rude

خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور

۵

bumpy

پر از برآمدگى، پر از دست انداز، ناهموار

۶

rough

زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن

۷

jagged

دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن

۸

scabrous

زننده، هرزه، ناهموار، زبر، پوسته پوسته، دان دان، خشن

۹

hilly

پر از تپه

۱۰

rutty

پر چاله چوله، شهوانى، هوسران wavy

۱۱

ragged

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag

۱۲

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده