فرهنگ آریانپور
ناهموار
#۱۹۸٬۲۹۳
craggy
ناهموار، پرتگاه مانند، پرتگاه دار
rugged
ناهموار، زمخت، نیرومند، تنومند، بى تمدن، سخت، شدید
uneven
ناهموار، ناصاف، ناجور
rude
خشن، زمخت، ناهموار، خام، گستاخ، جسور
bumpy
پر از برآمدگى، پر از دست انداز، ناهموار
rough
زبر، خشن، درشت، زمخت، ناهموار، ناهنجار، دست مالى کردن، به هم زدن، زمخت کردن
jagged
دندانه، کنگره، نوک، برآمدگى تیز، بریدگى، خار، سیخونک، سیخک، دندانه دار کردن، کنگره دار کردن، چاک زدن، ناهموار بریدن
scabrous
زننده، هرزه، ناهموار، زبر، پوسته پوسته، دان دان، خشن
hilly
پر از تپه
rutty
پر چاله چوله، شهوانى، هوسران wavy
ragged
کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن rag
irregular
بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده