فرهنگ آریان‌پور

ناهمبسته

#۱۹۸٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

uncorrelated

ناهمبسته

۲

unbound

غیر محدود، بى پایان، مقید نشده، رها شده

۳

discrete

گسسته، جدا، مجزا، مجرد، مجزا کردن

۴

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال unconnected