فرهنگ آریانپور
نامنظم کردن
#۱۹۷٬۸۷۹
break
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى
disorder
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن
#۱۹۷٬۸۷۹
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى
بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن