فرهنگ آریانپور
نامنظم
#۱۹۷٬۸۷۵
erratic
نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج
acrostic
جدول شعر کوتاهى که حرف اول و وسط و آخر بندهاى آن با هم عبارتى را برساند، جابجا شونده، نامنظم، منکسر، توشیحى، موشح (به distich مراجعه شود)
aperiodic
نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى
disorderly
بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن
untidy
درهم و بر هم، نامرتب
inchoate
آغاز کردن، بنیاد نهادن، تازه به وجود آمده، نیمه تمام
straggly
(به صورت نامرتب) پراکنده، آواره، متوارى، پرت، دور افتاده
unsettled
درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته
inconstant
بى ثبات، بى وفا