فرهنگ آریان‌پور

نامنظم

#۱۹۷٬۸۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

erratic

نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج

۲

acrostic

جدول شعر کوتاهى که حرف اول و وسط و آخر بندهاى آن با هم عبارتى را برساند، جابجا شونده، نامنظم، منکسر، توشیحى، موشح (به distich مراجعه شود)

۳

aperiodic

نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى

۴

disorderly

بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن

۵

untidy

درهم و بر هم، نامرتب

۶

inchoate

آغاز کردن، بنیاد نهادن، تازه به وجود آمده، نیمه تمام

۷

straggly

(به صورت نامرتب) پراکنده، آواره، متوارى، پرت، دور افتاده

۸

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته

۹

inconstant

بى ثبات، بى وفا