فرهنگ آریانپور
نامشخص
#۱۹۷٬۷۹۴
blur
لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن blurry
peddling
ناچیز، جزیى، نامشخص، بنجل
unlimited
نامحدود، نامعلوم، نامشخص، نامعین، بى حد
dim
تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش
neutral
خنثى، بى طرف، بیطرف، بدون جانبدارى، بیرنگ، نادر گیر
formless
بى شکل، بى ریخت illdefined
ambiguous
مبهم، با ابهام، تاریک (از لحاظ مفهوم)، دوپهلو
invisible
نامریى، ناپدید، نامعلوم، مخفى، غیر قابل مشاهده، غیر قابل تشخیص، غیر محسوس
indefinite
نا محدود، بیکران، بى حد، بى اندازه، غیر قابل اندازه گیرى، نامعین، غیر قطعى، (به طور صفت) غیر صریح، نکره
noncommittal
رد کننده، غیر صریح، غیر مشخص