فرهنگ آریان‌پور

نامستدل

#۱۹۷٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

thin

نازک، باریک، لاغر، نزار، کم چربى، کم پشت، رقیق، کم مایه، سبک، رقیق و آبکى، کم جمعیت، به طور رقیق، نازک کردن، کم کردن، رقیق کردن، لاغر کردن، نازک شدن، کم پشت کردن

۲

unsound

غلط، ناسالم، ناخوش، نادرست، ناصحیح

۳

inconsequent

(inconsecutive =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه

۴

inconsequential

ناپى آیند، غیر منطقى، نامربوط، بى اهمیت، ناچیز