فرهنگ آریانپور
نامزد کردن
#۱۹۷٬۷۶۳
betroth
نامزد کردن، مراسم نامزدى به عمل آوردن
designate
نامزد کردن، گماشتن، معین کردن، تخصیص دادن، برگزیدن
troth
وفا، وفادارى، پیمان، (معنى مجازى) نامزد کردن، راستى، براستى، از روى ایمان، نامزدى
engage
به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن
espouse
عقد کردن، عروسى کردن، نامزد کردن، شوهر دادن، حمایت کردن از، عقیده داشتن به
nominate
کاندید کردن، نامیدن، معرفى کردن، نامزد کردن
trothplight
نامزدى، (ک.) نامزد شدن، نامزد کردن
affiance
اطمینان، اعتماد، پیمان ازدواج، نامزدى