فرهنگ آریان‌پور

نامزد شده

#۱۹۷٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

betrothed

نامزد شده

۲

bespoke

سفارشى، قراردادى، نامزدى، نامزد شده

۳

engaged

به کار گماشتن، گرفتن، استخدام کردن، نامزد کردن، متعهد کردن، از پیش سفارش دادن، مجذوب کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرودادن، ضامن کردن، عهد کردن، قول دادن

۴

bespoken

(past: bespoke ; past participle: bespoke, bespoken) ـ قبلا در باره چیزى صحبت کردن، از پیش سفارش دادن، حاکى بودن از