فرهنگ آریان‌پور

نامرتب‌ کردن

#۱۹۷٬۷۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۲

confuse

مغشوش شدن، با هم اشتباه کردن، آسیمه کردن، گیج کردن، دست پاچه کردن

۳

disorder

بى نظمى، اختلال، بى ترتیبى، آشفتگى، کسالت، بر هم زدن، مختل کردن

۴

disarrange

به هم زدن، بى ترتیب کردن، مختل کردن، بر هم زدن