فرهنگ آریان‌پور

نامرتب

#۱۹۷٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

sloppy

کثیف، درهم و بر هم، نامرتب، شلخته

۲

unequal

نابرابر، نامساوى، غیر متعادل، نامرتب، ناموزن

۳

unkempt

شانه نکرده، ژولیده، نامرتب، ناهنجار، خشن، ناسترده

۴

slovenly

شلخته، هردمبیل، نامرتب، ژولیده، لا ابالى

۵

disheveled

پریشان، ژولیده، آشفته، نامرتب

۶

mussy

کثیف، به هم خورده

۷

messy

آشفته، به هم خورده، کثیف، شلوغ، شلوغ کار

۸

grubby

کرم خورده، کرمو، کثیف، شلخته

۹

erratic

نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج

۱۰

amorphous

بى شکل، بى نظم، بدون تقسیم بندى، غیر متبلور، غیر شفاف، (زیست شناسى) داراى ساختمان غیر مشخص

۱۱

irregular

بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده

۱۲

unsettled

درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته

۱۳

disorderly

بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن

۱۴

dishevelled

پریشان کردن، ژولیده کردن، آشفته کردن

۱۵

rambunctious

وحشى، غیر قابل کنترل، بى قانون و قاعده slatternly