فرهنگ آریانپور
نامرتب
#۱۹۷٬۷۱۱
sloppy
کثیف، درهم و بر هم، نامرتب، شلخته
unequal
نابرابر، نامساوى، غیر متعادل، نامرتب، ناموزن
unkempt
شانه نکرده، ژولیده، نامرتب، ناهنجار، خشن، ناسترده
slovenly
شلخته، هردمبیل، نامرتب، ژولیده، لا ابالى
disheveled
پریشان، ژولیده، آشفته، نامرتب
mussy
کثیف، به هم خورده
messy
آشفته، به هم خورده، کثیف، شلوغ، شلوغ کار
grubby
کرم خورده، کرمو، کثیف، شلخته
erratic
نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج
amorphous
بى شکل، بى نظم، بدون تقسیم بندى، غیر متبلور، غیر شفاف، (زیست شناسى) داراى ساختمان غیر مشخص
irregular
بى قاعده (در مورد فعل)، خلاف قاعده، بى رویه، غیر عادى، غیر معمولى، بى ترتیب، نا مرتب، نا منظم، بى قاعده
unsettled
درهم (بر هم)، آشفته، مختل، تصفیه نشده، بى سامان، ساکت نشده، فروننشسته
disorderly
بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن
dishevelled
پریشان کردن، ژولیده کردن، آشفته کردن
rambunctious
وحشى، غیر قابل کنترل، بى قانون و قاعده slatternly