فرهنگ آریانپور
نامربوط
#۱۹۷٬۷۰۷
nonsequitur
نامربوط، عدم تعقیب، عدم استنباط قضایا، غیر منطقى
uncouth
زشت، ناهنجار، ناسترده، ژولیده، نامربوط
digressive
پرت، نامربوط
disjointed
بى ربط، گسیخته، متلاشى، در رفته، نامربوط
inapposite
بى جا، بى مورد، بى ربط، نامربوط، ناشایسته، بى موقع
surplusage
اضافى، افزونى، بیش از حد نصاب، اضافات، نامربوط
inconsequential
ناپى آیند، غیر منطقى، نامربوط، بى اهمیت، ناچیز
rambling
ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن
desultory
بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط
extrinsic
داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى extrinsic immaterial impertinent unconnected unrelated
discursive
استدلالى، برهانى، سرگردان
extraneous
خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى