فرهنگ آریان‌پور

نامربوط

#۱۹۷٬۷۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

nonsequitur

نامربوط، عدم تعقیب، عدم استنباط قضایا، غیر منطقى

۲

uncouth

زشت، ناهنجار، ناسترده، ژولیده، نامربوط

۳

digressive

پرت، نامربوط

۴

disjointed

بى ربط، گسیخته، متلاشى، در رفته، نامربوط

۵

inapposite

بى جا، بى مورد، بى ربط، نامربوط، ناشایسته، بى موقع

۶

surplusage

اضافى، افزونى، بیش از حد نصاب، اضافات، نامربوط

۷

inconsequential

ناپى آیند، غیر منطقى، نامربوط، بى اهمیت، ناچیز

۸

rambling

ولگردى، سر گردانى، پریشانى، بى هدفى، کردن، پرسه زدن

۹

desultory

بى قاعده، پرت، بى ترتیب، درهم و بر هم، بى ربط

۱۰

extrinsic

داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى extrinsic immaterial impertinent unconnected unrelated

۱۱

discursive

استدلالى، برهانى، سرگردان

۱۲

extraneous

خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى