فرهنگ آریان‌پور

نامحسوس

#۱۹۷٬۶۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

inappreciable

غیر محسوس، جزیى، ناچیز، بى بها، نامریى، غیر قابل ارزیابى، غیر قابل تقدیر، نامحسوس

۲

subtle

زیرک، محیل، ماهرانه، دقیق، لطیف، تیز و نافذ

۳

impalpable

لمس نشدنى، غیر محسوس

۴

insensible

بیشعور، بى حس، غیر حساس

۵

intangible

لمس ناپذیر، (مجازى) بغرنج، درک نکردنى، مال غیر عینى، نا هویدا

۶

imperceptible

دیده نشدنى، غیر قابل مشاهده، جزیى، غیر محسوس، تدریجى، نفهمیدنى، درک نکردنى

۷

indiscernible

غیر قابل تشخیص، تمیز ندادنى، دیده نشدنى