فرهنگ آریانپور
نامتوازن کردن
#۱۹۷٬۶۸۰
unbalance
غیر متعادل کردن، تعادل (چیزى را) بر هم زدن، اختلال مشاعر پیدا کردن، عدم توازن، اختلال مشاعر
overbalance
سنگین تر بودن از، چربیدن بر، چیز نامساوى
#۱۹۷٬۶۸۰
غیر متعادل کردن، تعادل (چیزى را) بر هم زدن، اختلال مشاعر پیدا کردن، عدم توازن، اختلال مشاعر
سنگین تر بودن از، چربیدن بر، چیز نامساوى