فرهنگ آریان‌پور

نامتصل

#۱۹۷٬۶۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

discrete

گسسته، جدا، مجزا، مجرد، مجزا کردن

۲

separate

جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال unconnected