فرهنگ آریان‌پور

ناگزیر کردن

#۱۹۷٬۳۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

coerce

به زور وادار کردن، ناگزیر کردن

۲

compel

مجبور کردن، وادار کردن

۳

oblige

مجبور کردن، وادار کردن، مرهون ساختن، متعهد شدن، لطف کردن

۴

obligate

در محظور قرار دادن، متعهد و ملتزم کردن، ضامن سپردن، ضرورى

۵

constrain

به زور و فشار وادار کردن، تحمیل کردن