فرهنگ آریان‌پور

ناقوس

#۱۹۷٬۲۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bell

زنگ زنگوله، ناقوس، زنگ آویختن به، داراى زنگ کردن، کم کم پهن شدن (مثل پاچه شلوار) ـ

۲

gong

زنگى که عبارت است از کاسه و چکشى که آهسته بر آن مى زنند، ناقوس، صداى زنگ درآوردن

۳

ring

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس