فرهنگ آریانپور
ناقوس
#۱۹۷٬۲۳۳
bell
زنگ زنگوله، ناقوس، زنگ آویختن به، داراى زنگ کردن، کم کم پهن شدن (مثل پاچه شلوار) ـ
gong
زنگى که عبارت است از کاسه و چکشى که آهسته بر آن مى زنند، ناقوس، صداى زنگ درآوردن
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس