فرهنگ آریانپور
ناقص کردن
#۱۹۷٬۲۱۸
mar
آسیب رساندن، زیان رساندن، معیوب کردن، ناقص کردن، بى اندام کردن، صدمه زدن، آسیب
spot
خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى
deform
زشت کردن، کج و معوج کردن، بدشکل کردن، از شکل انداختن، دشدیسه کردن
impair
خراب کردن، زیان رساندن، معیوب کردن
vitiate
فاسد کردن، تباه کردن، معیوب ساختن، خراب کردن، ناپاک ساختن، فاسد شدن، تباه شدن، بلااثر کردن
misshape
تغییر شکل دادن، بد شکل کردن
dismember
اندام هاى کسى را بریدن، (مج) جدا کردن، تجزیه کردن
eviscerate
روده یا چشم و غیره را در آوردن، شکم دریدن، (مجازى) تهى کردن، خالى کردن، نیروى چیزى را گرفتن