فرهنگ آریان‌پور

ناقص

#۱۹۷٬۱۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

manque

ناقص، معیوب

۲

defective

ناقص، ناتمام، داراى کمبود، معیوب

۳

imperfect

ناقص، ناتمام، ناکامل، از بین رفتنى

۴

rudimentary

ناقص، اولیه، بدوى، ابتدایى

۵

imperfective

ناقص، ناتمام، معیوب، معلول

۶

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۷

faulty

معیوب، ناقص، عیبناک، مقصر، نکوهیده

۸

skimpy

لئیم، خسیس، قلیل، اندک، نحیف، ناقص

۹

sketchy

عارى از جزئیات، سردستى، از روى عجله، ناقص، سطحى

۱۰

stickit

چسبیده، (اسکاتلند) شکست خورده، ناقص، خراب

۱۱

mutilate

معیوب کردن، ناقص، فلج، قلب و تحریف شده، بى اندام کردن، اخته کردن، ناقص کردن، فلج کردن، تحریف شدن

۱۲

incorrect

نا درست، غلط، ناراست، غیر دقیق، غلط دار، تصحیح نشده، معیوب، ناقص، ناجور

۱۳

roughcast

اندوده به شن و آهک، گل مالى شده، اجمالا درست کردن، ناقص، ناتمام، اندود شن و آهک

۱۴

unperfect

غیر کامل، ناکامل، ناشى، نابلد، ناقص

۱۵

fragmental

(fragmentary =) ـ پاره پاره، جزء جزء، شکسته، ریز شده، ناقص

۱۶

fragmentary

(fragmental =) ـ پاره پاره، جزء جزء، شکسته، ریز شده، ناقص

۱۷

half baked

نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام