فرهنگ آریان‌پور

نافعال‌ کردن

#۱۹۷٬۱۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

deactivate

نا کنشگر کردن، ناکنش ور کردن، بى اثر کردن، بى خاصیت کردن، از اثر انداختن