فرهنگ آریان‌پور

نافرمانی کردن

#۱۹۷٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

disobey

نافرمانى کردن، سرپیچى کردن، اطاعت نکردن، نقص کردن، شکستن