فرهنگ آریان‌پور

نافرمانی‌ کردن

#۱۹۷٬۱۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

disobey

نافرمانى کردن، سرپیچى کردن، اطاعت نکردن، نقص کردن، شکستن

۲

rebel

یاغى، سرکش، آدم افسار گسیخته، متمرد، یاغى گرى کردن، تمرد کردن، شوریدن، شورشى، طغیان گر

۳

revolt

شورش یا طغیان کردن، اظهار تنفر کردن، طغیان، شورش، به هم خوردگى، انقلاب، شوریدن